パキスタンの初代首相、リヤーカト・アリ・カーン: イマームフセイン(AS)の殉教は、神の意志への完全な服従と見なされていたため、真のイスラム精神の最後の征服のしるしでした。このレッスンは、問題や危険が何であれ、私たちは恐れて真実と正義の道から逸脱してはならないことを教えています
。 لیاقت علی خان، نخستین نخست وزیر پاکستان: شهادت حضرت امام حسین (ع) در عین حزن، نشانه فتح نهایی روح واقعی اسلامی بود، زیرا تسلیم کامل به اراده الهی به شمار میرفت. این درس به ما میآموزد که مشکلات و خطرها هرچه باشد، نبایستی ما پروا کنیم و از راه حق و عدالت منحرف شویم.
ジョージ・ジャルダッド、キリスト教の学者および作家: ヤズィードが人々にフセインと将校を殺して血を流すように勧めたとき、彼らは言った: いくら払うの? しかし、アンサー・フセインは: 私たちがあなたと一緒にいると彼に言いま
した。私たちが70回殺されたとしても、私たちは戦い、殺されたいと思っています。
جرج جرداق، دانشمند و ادیب مسیحی: وقتی یزید، مردم را تشویق به قتل حسین و مامور به خونریزی میکرد، آنها میگفتند: «چه مبلغ میدهی؟» اما انصار حسین به او گفتند: ما با تو هستیم. اگر هفتاد بار کشته شویم، باز میخواهیم در رکابت جنگ کنیم و کشته شویم.
האימאם חרט מסר על הלב עם דמו ושל חבריו; מה שנשאר להיסטוריה לנצח וסוד הקביעות הזו הוא המודעות והכנות של המסר הזה.
امام با خون خود و یارانش پیامی را بر روی دلها حک کرد؛ که برای همیشه در تاریخ به جای ماند و راز این ماندگاری آگاهانه بودن و صادقانه بودن این پیام است.
עבודתו של האימאם חוסיין (א.א.) הונעה על ידי ציווי הטוב והאיסור על הרע, במטרה לבסס צדק וצדק, ובסופו של דבר להציל את האיסלאם ולהילחם בהתקוממות.
نهضت عاشورایی امام حسین(ع)، با انگیزه امر به معروف و نهی از منکر و با هدف برقرای عدل و عدالت و در نهایت برای نجات اسلام و مبارزه با طغیان بود.
חבריו וחבריו של חוסיין בחרו את מות הקדושים בדרכו של אלוהים על פי בחירתם.
همراهان و یاران حسین(ع) در کمال آزادی شهادت در راه خدا را انتخاب کردند.
מטרתו של האימאם חוסיין הייתה "הישרדות האסלאם". מכיוון שהוא ראה שאם השלטון היזידי יימשך, לא יישארו שורשים באסלאם. על סמך זה, הם החליטו להגר.
هدف حضرت امام حسین(ع) «بقای اسلام» بود. چون ایشان میدید که اگر حکومت یزیدی ادامه پیدا کند، دیگر از اسلام هیچ ریشهای باقی نخواهد ماند. بنا به این امر ایشان تصمیم به هجرت گرفتند.
האנשים כתבו מכתב לאימאם חוסיין (א.ס) והזמינו אותו; לבוא ולקחת אחריות על ענייניהם, אך בסופו של דבר, בשל בורות וחוסר ניתוח פוליטי וחברתי הולם, הם הפרו את הבטחתם וגרמו למותם של האימאם ההוא.
مردم کوفه به امام حسین(ع) نامه نگاشتند و از ایشان دعوت به عمل آوردند؛ که به کوفه بیاید و رهبری امور آنها را به دست گیرد ولی در آخر به علت جهل و نداشتن تحلیل سیاسی و اجتماعی درست، عهد خود را شکستند و باعث شهادت آن امام شدند
. האיסלאם החל עם הנביא מוחמד והמשיך עם האימאם חוסיין ; אבל כמה אנשים קמו נגד האימאם חוסיין כדי לסטות ולהשמיד את האיסלאם. מה שמדגים דאעש על האיסלאם כיום הם אלה שנלחמו נגד האימאם חוסיין והוכיחו אותו.
اسلام با حضرت محمد (ص) شروع شد و با امام حسین (علیهالسلام) ادامه یافت؛ اما عدهای در برابر امام حسین ایستادند تا اسلام را منحرف و نابود کنند، آنچه امروزه داعش از اسلام نمایش میدهد، همانهایی هستند که در برابر امام حسین جنگیدند و او را شهید کردند
כפייתו של יזיד (שליט העריץ וראש דאעש) לאימאם חוסיין, שלמעשה גרמה לסטיה והרס האסלאם, גרמה לאימאם חוסיין לעבור מהעיר מדינה למכה.
بیعت گرفتن اجباری یزید (حاکم ظالم و رئیس داعشیان) از امام حسین که در واقع ایجاد انحراف و نابودی اسلام بود، باعث حرکت امام حسین از مدینه به سمت مکه شد
בעולם לא תמצא דמות אפית כמו האימאם חוסיין מבחינת העוצמה האפית, כלומר היבטים אנושיים, לא היבטים אתניים ולאומיים. האימאם חוסיין הוא המנון האנושות, ומסיבה זו הוא ייחודי.
در جهان یک شخصیت حماسی مانند امام حسین(علیه السلام) از نظر شدت حماسی، علو و ارتفاع حماسه یعنی جنبه های انسانی نه جنبه قومی و ملی پیدا نخواهید کرد. امام حسین(ع) سرود انسانیت است، و به همین دلیل نظیر ندارد
. למעשה, אבל הוא מעין קשר רגשי עם המהפכן המדוכא ומחאה נגד המדכא; והשארת זיכרון אשורה בחיים יוצרת את המחשבה שעלינו לעמוד כנגד המדכא.
در واقع عزاداری نوعی پیوند عاطفی با مظلوم انقلابگر و اعتراض به ستمگر است؛ و زنده نگه داشتن یاد عاشورا باعث ایجاد این تفکر است که در برابر ظالم باید ایستاد.
אם אויביו של חוסיין אבן עלי (א.ס) טענו שהם מוסלמים, מדוע ירו על נכדם של הנביא שלהם ושל חבריו בזמן ביצוע תפילות, שזהו סדרה של דת האיסלאם, ומנעו מהם להתפלל?
اگر دشمنان حسین بن علی(ع) ادعای مسلمانی داشتند، چرا در هنگام انجام نماز که دستور دین اسلام است، به بدن نوهی پیامبر خودشان و یاران او، تیر پرتاب میکردند و مانع خواندن نماز ایشان میشدند؟
אויביו של חוסיין בן עלי לא חסו עליו, על משפחתו וחבריו אפילו במהלך תפילת הצהריים, וכיוונו אותם בחצים וחניתות.
دشمنان حسین بن علی(ع) حتی در هنگام نماز ظهر نیز به او، خانواده و یارانش رحم نکردند و با تیر و نیزه آنها را هدف قرار دادند
. כאשר בנו של אימאם חוסיין בן ה -6 חודשים נורה בצווארו על ידי האויב, אמר חוסיין : אלוהים, שופט בינינו לבין האנשים שהזמינו אותנו לעזור לנו, אבל הם הרגו אותנו
چون پسر شش ماههی امام حسین (علیهالسّلام) در دامانش هدف تیر دشمن قرار گرفت، حسین (علیهالسّلام) گفت: خدایا خود، بین ما و قومی که ما را دعوت کردند تا یاریمان کنند، اما ما را کشتند، حکم کن.
אירוע כרבאלה הוא אירוע טרגי, טרגי וקינה. באירוע זה נרשמו מקרי תמימות, הרג צעיר, רצח תינוקות, סוסים התוקפים גופות, סגירת אווירת המים למשפחות, הטרדות של נשים וילדים. מיהו גיבור האירוע?
واقعه کربلا، حادثهای جانسوز، مصیبتبار و یک مرثیه است. در این واقعه کشتار بیگناه، کشتار جوان، کشتار شیرخوار، اسب بر بدن مرده تاختن، بستن جوی آب به روی خانوادهها، آزار و اذیت زنان و کودکان ثبت شده است. حال قهرمان حادثه کیست؟
“Las experiencias a largo plazo aumentan el intelecto.” Dijo el Imam Husain.
امام حسین علیه السلام: «طُولُ التَّجارُبِ زیادَةٌ فِی الْعَقْلِ»؛ تجربه های طولانی و مکرر، نیروی عقل را افزایش می دهد.
“¡Hijo mío! No oprimas a nadie que no tenga otro ayudante que Dios.” Dijo el Imam Husain.
امام حسین علیه السلام: «بُنَی ایاک وَ ظُلْمَ مَنْ لا یجِدُ عَلَیک ناصِراً الَّا اللَّه جَلَّ وَ عَزَّ» پسرم! مبادا به کسی ستم کنی که به غیر از خدای جلال و عزیز یاوری ندارد.
La gente de Kufa envió cartas al Imam Husain invitándolo a ir a Kufa para dirigirlos, pero al final, debido a la ignorancia y la falta de un análisis político y social adecuado, rompieron su promesa y causaron el martirio del Imam.
مردم کوفه به امام حسین نامه نگاشتند و از ایشان دعوت به عمل آوردند؛ که به کوفه بیاید و رهبری امور آنها را به دست گیرد ولی در آخر به علت جهل و نداشتن تحلیل سیاسی و اجتماعی درست، عهد خود را شکستند و باعث شهادت آن امام شدند.
El emam Husain creía que si continuaba el gobierno de Yazid, las raíces del Islam desaparecerían.
اما م حسین علیه السلام معتقد بود که اگر حکومت یزید ادامه پیدا کند هیچ ریشهای از اسلام باقی نخواهد ماند!
El día de Ashura, el Imam Husain le dijo al ejército enemigo: “¡Ay de vosotros! ¿El día de Ashura, el Imam Husain le dijo al ejército enemigo: “¡Ay de vosotros! ¿He matado a uno de vosotros o he usurpado vuestra propiedad u os he hecho daño que se habéis reunido para vengarse de mí?” Ninguno respondió, porque sabían que no era así.
امام حسین(علیه السلام) در روز عاشورا به لشکر دشمن گفت: "وای بر شما! آیا کسی را از شما کشته ام که به طلب قصاص گرد آمده اید؟ یا مالی را از شما تملّک نموده ام، یا جراحتی و زخمی زده ام که برای تلافی آمده اید؟!" هیچ یک از آنان جوابی ندادند، چون میدانستند که این چنین نیست...
Según el Imam Hussein, el objetivo de su movimiento era luchar contra las desviaciones que aparecieron en el Islam después del Profeta y que sumergían al Islam en el abismo de la destrucción.
امام حسین هدف حرکت خود را مبارزه با انحرافاتی بیان میکنند که پس از پیامبر اسلام در دین ایجاد شده و اسلام را به نابودی کشانده است.
“Si Husain fuera nuestro, enarbolaríamos una bandera por él en cada tierra, le instalaríamos un púlpito en cada aldea e invitaríamos a los pueblos al cristianismo en su nombre.” -Antoine Bara-
آنتون بارا: اگر حسین از آن ما بود، در هر سرزمینی برای او بیرقی برمیافراشتیم و در هر روستایی برای او منبری برپا مینمودیم و مردم را با نام حسین به مسیحیت فرا میخواندیم.
Imam Hussein erklärt, dass das Ziel seiner Bewegung darin besteht, die Abweichungen zu bekämpfen, die nach dem Propheten des Islam in der Religion geschaffen wurden und zur Zerstörung des Islam führten.
امام حسین هدف حرکت خود را مبارزه با انحرافاتی بیان میکنند که پس از پیامبر اسلام در دین ایجاد شده و اسلام را به نابودی کشانده است.
George Jordaq, christlicher Wissenschaftler und Schriftsteller: Als Yazid die Leute mobilisierte, damit sie Hussein töten, haben ihn alle gefragt: "Wie wirst du uns belohnen, wenn wir Hussain töten?" Aber Husseins Gefährten sagten zu Imam Hussein: "Wir sind bei dir. Auch wenn wir siebzig Mal getötet werden, sind wir wieder bereit, in deiner Schar zu kämpfen und unser Leben verlieren."
جرج جرداق، دانشمند و ادیب مسیحی: وقتی یزید، مردم را تشویق به قتل حسین و مامور به خونریزی میکرد، آنها میگفتند: «چه مبلغ میدهی؟» اما انصار حسین به او گفتند: ما با تو هستیم. اگر هفتاد بار کشته شویم، باز میخواهیم در رکابت جنگ کنیم و کشته شویم.
Liaquat Ali Khan, der erste Premierminister Pakistans: Das Martyrium von Imam Hussein war ein Zeichen für die endgültige Eroberung der wahren islamischen Seele, da es als vollständige Unterwerfung unter den göttlichen Willen galt. Diese Lektion lehrt uns, dass wir bei allen Problemen und Gefahren keine Angst haben und vom Weg der Wahrheit und Gerechtigkeit nicht abweichen sollten.
لیاقت علی خان، نخستین نخست وزیر پاکستان: شهادت حضرت امام حسین (ع) در عین حزن، نشانه فتح نهایی روح واقعی اسلامی بود، زیرا تسلیم کامل به اراده الهی به شمار میرفت. این درس به ما میآموزد که مشکلات و خطرها هرچه باشد، نبایستی ما پروا کنیم و از راه حق و عدالت منحرف شویم.
Gibbon, englischer Historiker: Obwohl seit dem Vorfall von Karbala einige Zeit vergangen ist und wir mit dem Eigentümer des Vorfalls keine Landsleute sind, werden trotz der Härten und Probleme, die Imam Hussain durchgemacht hat, die Gefühle der aufrichtigsten Leser geweckt, so sehr, dass eine Art von Mitgefühl und Freundlichkeit ihm gegenüber entsteht.
گیبون، مورخ انگلیسی: با آنکه مدتی از واقعه کربلا گذشته و ما هم با صاحب واقعه هم وطن نیستیم، مع ذلک مشقات و مشکلاتی که حضرت حسین (ع) تحمل نموده، احساسات سنگین دلترین خواننده را بر میانگیزد، چندانکه یک نوع عطوفت و مهربانی نسبت به آن حضرت در خود مییابد.
Im Laufe der Jahrhunderte hat der Mensch immer den Mut, den Mut, das Heldentum und die Größe des Herzens geliebt und gleichzeitig Freiheit und Gerechtigkeit niemals den unterdrückenden und arroganten Mächten ergeben.Dies war der Mut und die Größe von Imam Hussain; Ich freue mich, dass ich mit demjenigen teilgenommen habe, der von ganzem Herzen große Opfer gebracht hat, obwohl seit seiner Geschichte 1300 Jahre vergangen sind.
“ اِل.اِم.بوید: در طی قرون،افراد بشر همیشه جرات و پردلی و عظمت روح،بزرگی قلب وشهامت روانی را دوست داشتهاند و در همینهاست که آزادی و عدالت هرگز به نیروی ظلم و فساد تسلیم نمیشود. این بود شهامت و این بود عظمت امام حسین و من مسرورم که با کسانی که این فداکاری عظیم را از جان و دل ثنا میگویند شرکت کردهام،هرچند که ۱۳۰۰ سال از تاریخ آن گذشته است.
Charles Dickens: Wenn Hussain um seine weltlichen wünsche kämpfte, dann versteh ich nicht warum seine Schwestern, Ehefrauen und Kinder ihn begleiteten? Daraus folgt das er sich rein für den Islam geopfert hat.
چارلز دیکنز، نویسندهی انگلیسی: اگر منظور امام حسین(ع)، جنگ در راه خواستههاى دنیایى بود، من نمی فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنین حکم می نماید که او فقط به خاطر اسلام، فداکارى خویش را انجام داد.
Sir Percy Sykes: In der Tat war der Mut und die Tapferkeit, die diese wenigen Menschen von sich selbst bewiesen haben, in einem Maße, dass in allen Jahrhunderten jeder, der es hörte, unwillkürlich seine Zunge öffnete, um sie zu bewundern. Diese wenigen und tapferen Männer werden für immer einen dauerhaften und unauslöschlichen Namen haben.
سرپرسی سایکس، خاورشناس انگیسی: حقیقتا آن شجاعت و دلاوری که این عده قلیل از خود بروز دادند، به درجهای بوده است که در تمام این قرون متمادی هر کسی که آن را شنید، بی اختیار زبان به تحسین و آفرین گشود. این یک مشت مردم دلیر غیرتمند، مانند مدافعان ترموپیل، نامی بلند غیرقابل زوال برای خود تا ابد باقی گذاشتند.
Mahatma Gandi: Ich habe das Leben von Imam Hussain, dem großen Märtyrer des Islam, sorgfältig gelesen und den Seiten von Karbala . genügend Aufmerksamkeit geschenkt,
Mir ist klar geworden, dass Indien, wenn es ein siegreiches Land werden will, den Anweisungen von Imam Hussain folgen muss
. ماهاتما گاندی: من زندگى امام حسین علیه السلام، آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده و توجه کافى به صفحات کربلا نمودهام و بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، بایستى از سرمشق امام حسین پیروى کند.
Diese großen Opfer, wie das Martyrium von Imam Hussain, haben das Niveau der Menschheit gefördert, und ihre Erinnerung ist es wert, zu bleiben und für immer daran erinnert zu werden.
این فداکاریهای عالی از قبیل شهادت امام حسین (ع)، سطح فکر بشریت را ارتقاء بخشیده است و خاطره آن شایسته است همیشه باقی بماند و یادآوران شود.
Imam Hussain: „Zunahme der Erfahrungen, erhöht die Weisheit der Menschheit.
“ امام حسین علیه السلام: «طُولُ التَّجارُبِ زیادَةٌ فِی الْعَقْلِ»؛ تجربه های طولانی و مکرر، نیروی عقل را افزایش می دهد.
Aus dem Willen von Imam Hussain beim Verlassen von Medina: Ich verlasse Medina nicht aus Egoismus oder zum Vergnügen, noch aus Korruption und Unterdrückung; Vielmehr ist mein Ziel auf dieser Reise, das Gute zu gebieten und das Böse zu verbieten
امام حسین علیه السلام : از وصیتنامه امام حسین علیه السلام هنگام ترک مدینه: من نه از روی خودخواهی و یا برای خوشگذرانی و نه برای فساد و ستمگری از مدینه خارج می شوم؛ بلکه هدف من از این سفر امر به معروف و نهی از منکر است.
Imam Hussain: Die barmherzigste Person ist diejenige, die verzeiht, obwohl sie in der Lage ist sich zu rächen.
امام حسین علیه السلام: «اعْفَی النَّاسِ مَنْ عَفی عَنْ قُدْرَةٍ»؛ با گذشت ترین مردم آن است که در موضع قدرت عفو کند.
Das Ergebnis der Abkehr von Imam Ali, dem Nachfolger des Propheten Muhammad, verursachte Ashura und verursachte den Tod des Enkel des Gesandten Gottes auf die schlimmste Art und Weise.
نتیجهی دور شدن از امام علی جانشین حضرت محمد باعث شد عاشورا بروز پیدا کند و باعث کشته شدن جگرگوشۀ رسول خدا (ص) به بدترین نحو شد.
Imam Hussain: Gott erschuf die Menschen nur, um ihn zu kennen. Als sie ihn kannten, beteten sie ihn an, und als sie ihn anbeteten, wurden sie von der Anbetung durch niemanden außer ihm frei.
امام حسین(علیه السلام ) فرموده است: إِنَّ اللَّهَ جَلَّ ذِکرُهُ مَا خَلَقَ الْعِبَادَ إِلَّا لِیعْرِفُوهُ فَإِذَا عَرَفُوهُ عَبَدُوهُ فَإِذَا عَبَدُوهُ اسْتَغْنَوْا بِعِبَادَتِهِ عَنْ عِبَادَةِ مَنْ سِوَاه. خداوند، بندگانش را نیافرید مگر برای آن که او را بشناسند هنگامی که او را شناختند عبادتش می کنند و زمانی که او را عبادت کردند از پرستش غیر او بی نیاز می گردند
Marbin, deutscher Philosoph: Husseins Aufstand ist ein Zeichen für den Niedergang von Unterdrückung und Tyrannei. Dieser große Soldat der islamischen Welt hat den Menschen der Welt gezeigt, dass Grausamkeit und Unterdrückung nicht nachhaltig sind, und egal wie stark die Basis der Unterdrückung ist, sie wird wie ein Strohhalm vor der Wahrheit und Rechtschaffenheit wegfliegen.
“ ماربین، متفکر آلمانی: قیام حسین نشانی از زوال ظلم و بیداد است، به طوری که او به دنیا نشان داد که اساس ستم هر چند عظیم باشد در برابر حق چون پرکاهی خواهد بود که بر باد خواهد رفت.
Washington Irving : Es war Imam Hussain möglich, sein Leben zu retten, indem er sich dem Willen Yazids unterwarf, aber die Verantwortung, ein muslimischer Führer zu sein, erlaubte ihm nicht, Yazid als Kalifen anzuerkennen. Er bereitete sich bald darauf vor, jede Unannehmlichkeit und jeden Druck in Kauf zu nehmen, um den Islam aus den Fängen der Umayyaden zu befreien, unter der brennenden Sonne eines trockenen Landes und auf zertretenen Rippen … die Seele von Hussain ist unsterblich; O mein Gladiator und Vorbild an Tapferkeit und mein Märtyrer, Hussain!
ایروینگ، نویسنده و سیاست مدار آمریکایی: براى امام حسین(ع) ممکن بود که زندگى خود را با تسلیم شدن بر اراده یزید نجات بخشد، لیکن مسئولیت پیشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمیداد که او یزید را به عنوان خلیفه بشناسد. او به زودى خود را براى قبول هر ناراحتى و فشارى به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بنى امیه آماده ساخت، و در زیر آفتاب سوزان سرزمین خشک، و در روى ریگ هاى تفتی
Der Islam begann mit Muhammed und wurde mit Imam Hussain fortgesetzt; Einige Leute haben sich jedoch gegen Imam Hussein erhoben, um vom Islam abzuweichen und ihn zu zerstören.Was der IS heute über den Islam zeigt, sind diejenigen, die gegen Imam Hussein gekämpft und ihn gemartert haben.
اسلام با حضرت محمد (ص) شروع شد و با امام حسین (علیهالسلام) ادامه یافت؛ اما عدهای در برابر امام حسین ایستادند تا اسلام را منحرف و نابود کنند، آنچه امروزه داعش از اسلام نمایش میدهد، همانهایی هستند که در برابر امام حسین جنگیدند و او را شهید کردند
Die Leute von Kufa schrieben einen Brief an Imam Hussein (AS) und luden ihn ein; Um nach Kufa zu kommen und ihre Angelegenheiten in die Hand zu nehmen, aber am Ende brachen sie aufgrund von Unwissenheit und Mangel an angemessener politischer und sozialer Analyse ihr Versprechen und verursachten das Martyrium dieses Imams.
مردم کوفه به امام حسین(ع) نامه نگاشتند و از ایشان دعوت به عمل آوردند؛ که به کوفه بیاید و رهبری امور آنها را به دست گیرد ولی در آخر به علت جهل و نداشتن تحلیل سیاسی و اجتماعی درست، عهد خود را شکستند و باعث شهادت آن امام شدند.